
❤️🔥رمان: #لیتوپس🐙🌸
✍️🏼نویسنده: #سپیده_شهریور✨
🔥ژانر: #عاشقانه
کیانمهر بخاطر شرکت در مناقصه ای تهدید میشود و چه تهدیدی بهتر از صحرا نامزدش.
کیانمهر طی دعوایی با صحرا او را در بیابان رها میکند. و صحرا دختری که بخاطر پروژهی نامزدش به او تجاوز شده. صحرا هم از ترس پس زده شدن توسط نامزدش خودکشی میکند.
در صورتی که صحرا خودکشی نکرده و.....

♥️رمان : #دلبرک_ارباب (#جلد_اول)❌
♥️نویسنده : #ناشناس
♥️ژانر : #عاشقانه #روستایی #ازدواج_اجباری #اربابی
داستان دختری است که بالاجبار بخاطر بدهی پدرش مجبور به ازدواج با پسر خان میشود
اما این ازدواج ، ازدواجی رویایی نیست
چرخ و فلک زندگی دخترک این بار در بالا ترین سراشیبی ایستاده
باید دید با کشاندنش به حرمسرا و وارد کردن افراد جدید به زندگیش دیگر چه گردش هایی دارد ...

🔹 مشخصات رمان:
نام رمان: دلدار
نویسنده: اکرم حسینزاده
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
فرمت: PDF
تعداد صفحات: حدود ۱۲۰۰ صفحه
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و تمام دستگاههای هوشمند
میزان محبوبیت: امتیاز ۸ از ۱۰ در بین خوانندگان (بر اساس کامنتها)
رمان دلدار داستانی پر از لحظات آرام، اما سرشار از احساس و رمز و راز است. شخصیت اصلی این رمان، سارا، دختری با روحیهای طبیعتگرا و عاشق اسبهاست که در دل یک روستا، با مهران آشنا میشود. رابطهای که ابتدا با آموزش اسبسواری آغاز میشود، رفتهرفته تبدیل به شناختی عمیقتر از زندگی، احساس و خودِ واقعی انسانها میگردد.
در میان سکانسهای زیبای سوارکاری، طبیعتگردی و گفتگوهای صمیمی، رازهایی پنهان شده که با ورود رحمان و پیشنهاد خرید یک باغ مرموز، همهچیز وارد فاز جدیدی از تعلیق و ماجرا میشود. آیا مهران به دل طبیعت دل میبندد یا… به دلدار؟

شش سال از آخرینباری که دیگو عمارت گرالتین رو ترک کرد میگذره.
حالا برگشته. شب بارانیست، عمارت خاموش، و دایهای که سالها پیش باید فقط یک مادرِ دوم میبود… حالا تبدیل به میلِ ممنوعهای شده که ذهن و تنش رو شعلهور میکنه.
اما این فقط یک عشق ممنوع نیست...
زیر سقف این خانه، کسی نفس میکشه که ۱۸ قتل در کارنامهاش داره، و هنوز تشنهست.
اگر فکر میکنی میتونی مرز بین عشق و جنون رو تشخیص بدی...
ورودت به این داستان، بدون بازگشته.

داستان راجب دختری به اسم گلبرگ هستش که به زور پدرش اونم فقط بخاطر منفعتش اونو به ازدواج پسر یکی از شریک هاش به نام آریا داده.
در این بین بهادر همکار و دوست صمیمی آریا مجبور میشه مدتی رو کنارشون باشه که متوجه ی نفرت آریا از گلبرگ اونم بخاطر ازدواج اجباریش میشه و وقتی کم کم سعی میکنه اونو از چنگال کتک ها و آزار و اذیت آریا در بیاره خودش بهش وابسته میشه و دل میبنده.
ولی رسیدن به گلبرگ باوجود خانوادش و همسرش قطئنا آسون نیس..