در روزهای پرالتهاب جنگ، دختری جراح با استعدادی کمنظیر، در حالی که قرار بوده همراه خانوادهاش برای ادامه زندگی راهی خارج شود، تصمیم میگیرد بماند و به عنوان داوطلب راهی بیمارستانی صحرایی در خط مقدم شود. در دل جنگ و میان مجروحان، او با رییس بیمارستان آشنا میشود؛ پزشکی جسور و آرام که مثل خودش به زخمهای روحی و گذشته پنهان مبتلاست. میان درد و خون و فریاد، عشقی آرام میانشان شکوفا میشود.
این رمان روایت یک دختر ۱۴ ساله به اسم نازگل است که با سنگدلی توسط خانوادش به خان هوسباز روستا برای همسری فروخته میشه تا براشون یک وارث به دنیا بیاره. سالار یک مرد بیرحم که دچار بیماری جنسی است و بلاهای زیادی هم به سر نازگل میاره تا اینکه…
دختری به اسم ماهک اعتمادی، بعد از فوت مادرش بخاطر بی پولی و آوارگی مجبور میشه توی هتل آبان شمس، جای مادرش کار کنه. این نزدیکی باعث میشه ماهک، دختر مغرور و بلند پرواز قصه، به خونهی آبان راه پیدا کنه و دست آخر از اعتمادش سواستفاده کنه و دست به دزدی بزنه و آبان…
بارانا دختری که قتل غیر عمد نامزدِ شریکش داریوش به گردنش میفته و برای اثبات قاتل نبودنش مجبور میشه با داریوش…؟؟؟
مهناز با وجود تفاوت فرهنگی زیاد اما با عشق زیاد همسر سهراب میشود و در خانهی مدرن و شیکِ پدرشوهر به همراه خانوادهی سهراب زندگی می کند! اکنون بعد از مرگ همسرش، خسته از تمام بایدها و نبایدها قصد عزیمت به شهرستان خودشان را دارد که متوجه می شود باردار است؛ حاجی (پدرشوهرش) اجازهی خروج را به او نمی دهد و…