
جانان توسط جاوید اجیر میشه تا با اغواگریهاش طوفان رو خام خودش کنه و بکشتهش؛ اما همه چی زمانی شروع میشه که جانان عاشق مردونگی طوفان میشه و…

سردار مردی سی و یک ساله است که برای یه کینهی قدیمی به خانواده کامیاب نزدیک شده. آهو که عضو این خانواده است، دختر نوزده سالهای است که با معصومیت و قلب مهربونش قربانی کینهی سردار میشه؛ سرداری که با دوست جذابش برای دخترک قصهی ما تله گذاشتن؛ یه تلهی بزرگ ناموسی برای نوهی حسین علی خان کامیاب که روی ناموسش قسم میخوره… بریم ببینیم سردار بیرحم ما دلش میاد با آبروی آهوی دلبرمون این جوری بازی کنه یا…

عماد عاشق و دلباخته دختری میشه و به عنوان محافظ مخفی به او نزدیک میشه تا دور تا دور کنارش باشه؛ ولی بعد میفهمه برادر ناتنیاش قصد داره ازش انتقام بگیره؛ اونم از طریق مردی که…
فروشیسرگرد اهورا پناهی، مأموری بسیار سرسخت و حرفهای از رستهی اطلاعات، به طور اتفاقی توسط پسرخالهاش درگیر پروندهی قتلی میشود. او که در این راه اهداف شخصی و انتقام بیست سالهاش را هم دنبال میکند، به دنبال تحقیقات درباره پرونده مجبور به شراکت با دختری میشود که در ادامهی این شراکت اتفاقات ریز و درشتی برای هر دو پیش میآید و…
فروشیلیلا درست وقتی که احساس میکرد همه چی درست شده و زندگی داره رو روال عادی میگذره، همه چیز بهم ریخت! پدرش رو از دست داد… و خب باید گفت متأسفانه عاشق شد؛ یک عشق اشتباه و یک حماقت بیجا!