پارسا و صدف دو بچه پرورشگاهیاند که با هم زندگی میکنند و شناسنامه خواهر برادری گرفتهاند. البرز دوست صمیمی پارسا با تهمت از طرف پدرش طرد میشود و همخونه این دو میگردد. عشقی عمیق بین صدف و البرز شکل میگیرد ولی بعد از مدتی با سوءتفاهم و ندانمکاری از هم جدا میشوند و…
پدر نفس قصد تجاوز به او را دارد که برادرش ارس سر میرسد و برای نجات شرافت خواهرش دست به قتل پدر خودش میزند. خانوادهی پدری خواهان قصاص ارس و اعدام هستند. از طرف دیگر نفس مجبور میشود از دو بچه خواهرش که حاصل خیانت نامزد نفس و خواهرش به اوست نگهداری کند. با تمام نفرتی که از مردان و عشق دارد، مردی هوسباز قدم به زندگیش میگذارد.
وکیلی نسبتاً مستقل از خانواده، دختری مملو از حس آرامش و عشق؛ مردی قاتل پشت میلههای سرد زندان؛ یک پرونده اتفاقی! یک گره! یک اعتراف دروغ! یک عشق!
پدرم، رهبر مافیای عرب در انگلستان، عادت داشت بگه برای یک مرد هیچ تحقیری بالاتر از این نیست که دشمن، همسرش رو تصاحب کنه، ازش به عنوان یک فاحشه استفاده کنه و بعد هم به درک واصلش کنه. وقتی منو به جنایتکاری که قبلاً ندیده بودم شوهر داد و مثل یک بستهی پستی به نیویورک ارسالم کرد، نمیدونستم قراره شب اول ازدواجم رو برهنه و زنجیر شده به تخت همسرم بگذرونم؛ نمیدونستم رقیبش قراره به خونهم حمله کنه و هیچ ایدهای نداشتم که مردی که سر تا پا غرق خون وارد اتاقم شد و…
نگارین جوان شیر، دختر تنها و مستقلی است که بار زندگی دو نفره با خواهرش را به دوش میکشد، در یک پرنده فروشی کار میکند و با درآمد ناچیزش زندگیاش را میگذراند. در این بین خاندان بزرگ و متمولی با آمدن فرزند ارشدش به وطن دچار یک چالش بزرگ میشود… مهندس آزاد زرنگار به محض اینکه بازگشت رقیبش را نزدیک میبیند، مهرههایش را آمادهی مبارزه میکند و تمام تلاشش برای کیش و مات کردن شاه به کار میگیرد…