ارباب زاده جوون و خوش قیافه داستان ما با رعیت خوشگل عمارتش به زور وارد رابطه میشه و اگه مردم روستا اینو بفهمن، رعیت بیچاره رو سنگسار میکنن؛ ولی ارباب زاده…
حاج احمد کیانمهر از آدم های معتبر و ثروتمند تهران قدیم بوده است؛ مردی که حتی پس از مرگش هم هنوز نامش روی زبان هاست و اکنون فرزندان و نوه هایش اعتبارش را بر دوش می کشند. حاج احمد پیش از مرگش وصیت هایی داشته که اکنون فرزندان و نوه هایش موظف به عمل کردن به آنها هستند، اما فرزندان و نوه های حاج احمد با ماجراهای عاشقانه ای که برای نوه ها پیش می آید ناخواسته به هیچ یک از وصیت های حاج احمد عمل نمی کنند.
در مورد یه دختره که برای کار وارد خونه یه مولتی میلیونر پلی بوی میشه. یه سوءتفاهم بین امیلی و ادوارد شکل میگیره که باعث ورود اونا به دنیای هم میشه؛ دنیایی که در اون هم ادوارد و فیتیش های عجیبش وجود داره، هم فوبیای امیلی و هم… سوتفاهمی که ادوارد میخواد از اون برای ضربه زدن به رقیبش استفاده کنه…
داستان زندگی دختری به اسم ویدیا که با پسر خان ازدواج میکنه و طبق رسوم باید تو شب زفاف پارچه خونی به خانواده داماد نشون بده؛ اما معلوم نیس چرا پارچهاش خونی نمیشه با اینکه باکره بوده. شوهرش هم طلاقش میده ولی برادر پسره میگه من با دختره ازدواج می کنم اما…
بهرو بعد از اسباب کشی به خونه ی قدیمی تصمیم به گشت و گذار در محله ی جدید میگیرد اما مردِ مشکوکی از ته کوچه نظرش را جلب میکند…