دختری به اسم شفق پرستار یه بیمارستانه؛ اونجا با کامران، یه پزشک جذاب و ثروتمند، آشنا میشه. کامران از شفق خوشش میاد اما شفق نه تنها نسبت به کامران بلکه به همه مردا بی تفاوته و این سرسختیش باعث میشه کامران که خیلی درباره ازدواج با شفق مصمم بوده، دست به کاری بزنه که شفق به اجبار باهاش ازدواج کنه و…
ابتدای داستان در مورد دو زوجی است که هر کدوم عاشق همسرشون هستن! ولی با یه تصادف، همسر یکی از این زوجها از بین میره و اون سه نفر دیگه رو تو مسیر هم قرار میده! علی راضی به رضایت نمیشه؛ تنها حرفی که روی زبونشه قصاصه! و بهارم که عاشق سهیل همسرشه، هر کاری میکنه تا از علی رضایت بگیره، حتی… و علی راضی میشه، اما فقط به یه شرط؛ اونم اینکه…
سر سفرهی عقدِ خورشید، داماد با زنی که ده سال از خودش بزرگتره، فرار میکنه! خورشیدِ طفلکی میمونه و پسر اون زن که دنبال مقصره و دنبال دیوار کوتاهی که خورشیده… دیدی زمستونا که هوا سرده، بعد یه برف سنگین وقتی یه نور کم جون خورشید میافته رو دیوار، چقدر خوب و گرمه؟ چون خورشیده؛ خورشیدِ زمستون!
پارسا و صدف دو بچه پرورشگاهیاند که با هم زندگی میکنند و شناسنامه خواهر برادری گرفتهاند. البرز دوست صمیمی پارسا با تهمت از طرف پدرش طرد میشود و همخونه این دو میگردد. عشقی عمیق بین صدف و البرز شکل میگیرد ولی بعد از مدتی با سوءتفاهم و ندانمکاری از هم جدا میشوند و…
پدر نفس قصد تجاوز به او را دارد که برادرش ارس سر میرسد و برای نجات شرافت خواهرش دست به قتل پدر خودش میزند. خانوادهی پدری خواهان قصاص ارس و اعدام هستند. از طرف دیگر نفس مجبور میشود از دو بچه خواهرش که حاصل خیانت نامزد نفس و خواهرش به اوست نگهداری کند. با تمام نفرتی که از مردان و عشق دارد، مردی هوسباز قدم به زندگیش میگذارد.