دلنشین، تک دختر حاج احمد دریانوردیان که لای پر قو بزرگ شده بود، شب عروسی با مسیح، تک پسر حاج آقا رادپور که با هزار نقشه دل از او ربوده و دلنشین را راضی به ازدواج کرده بود، حالا درست در همین شب سقف آمال و آرزوهایش بر سرش خراب شد. او نمیدانست که چرا و به چه دلیل اینگونه مورد آزار و اذیت همسرش قرار گرفته؛ درمانده و مستاصل چشم به فردا دوخته…
داستان زندگی ترمه است که با آرزوی رفتن به دانشگاه تهران زن پسرخالهاش کامران میشه و بعد از ازدواج و رفتن به تهران، طبقه پایین خونه کوروش، برادر کامران، ساکن میشن. ترمه و کوروش از بچگی ظاهراً از هم متنفر بودن اما این همسایگی باعث میشه که احساس نفرت کم کم رنگ ببازه و پی به علاقهای ببرن که از گذشته نسبت به هم داشتن و نفهمیدن! اما حالا دیگه این علاقه یک حس ممنوعه است؛ حس ممنوعهای که بعد از به زندان افتادن کامران، نزدیک تر شدن ترمه و کوروش به هم میشه…
سوران پسری خوش استایل، دخترباز و شیطونه که تو خانوادهای در سطح متوسط بزرگ شده و هیچ اعتقادی به عشق و عاشقی نداره؛ به دنبال یک تماس تلفنی اشتباه با آرام آشنا میشه. آرام دختری زیباست و با اینکه در یک خانواده با سطح بالا بزرگ شده اما کاملاً خجالتی، سربه زیر و پاکه. سوران به قصد تفریح رابطهش با آرام رو ادامه میده و برای سرکار گذاشتن آرام کلی دروغ و دغل میبافه، اما شخصیت پاک و سادهی آرام مجذوبش میکنه و در این بین میفهمه که عاشق شده…
در مورد دختری به نام آهو که بخاطر مشکل مالی به عنوان خدمتکار وارد خونهای میشه و بخاطر شانس بدش ناخواسته فرزند توی شکم زن اون خونه رو میکشه؛ زنی که فردی روانپریشیه و با نقشه سعی میکنه که…
ماهک زنی بیوه که در زندگی قبلی خود آزارهای زیادی از جانب همسرش دیده، حالا مردی به اسم شاهان با دیدن ماهک در فاحشه خانه میخواد اون رو صیغه کنه که متوجه میشه ماهک دختر سادهای هست و اون رو گول میزنه و به عقد خودش درمیاره اما…