خلاصه کتاب:
هانیه وطن خواه در رمان خفته در من با ژانر عاشقانه، اجتماعی، داستانی پرکشش و هیجانانگیز را روایت میکند.
سرمه پس از سالها فداکاری برای محمدعلی، تصمیم میگیرد بالاخره زندگی خودش را بسازد؛ اما گذشته هنوز دست از سرش برنداشته است. در کنار لعیا، زخمهای رابطهی تلخش با جاوید و اتفاقات تازه، ماجرا پیچیدهتر میشود. آشنایی سرمه با آزاد اقبالی هم پای یک عشق تازه را به زندگیاش باز میکند؛ عشقی که قرار است مسیرش را برای همیشه تغییر دهد… (جلد دوم مجموعه: جاوید در من)
- نام کتاب: خفته در من
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
خلاصه کتاب:
بهار محمدی در رمان ایوای جاوید با ژانر عاشقانه، اجتماعی، داستانی پرکشش و هیجانانگیز را روایت میکند.
ایوا، تکدختر حاج محراب توتونچی، در شانزدهسالگی پدر را از دست میدهد و قیمش عمویش مالک خان میشود. پیش از رسیدن به سن قانونی، او به عقد نوهی وحشی و بیمار مالک خان درمیآید؛ ازدواجی که از شب اول با ظلم و آزار همراه است. اما در شب حجله، جاوید توتونچی، تهتغاری مالک خان و پسرعموی ایوا که دو برابر او سن دارد، تقریباً جنازهی او را از زیر دستوپای شوهرش نجات میدهد و تیمارش میکند… و از همینجاست که داستان عشقی سخت و پرغوغا آغاز میشود.
- نام کتاب: ایوای جاوید
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: بهار محمدی
خلاصه کتاب:
در گیر و دار های ریسمانِ سرنوشت، گره ای کور به نخِ سرونوشت دختری افتاد و گولِ گودالی عمیق را خورد... گودالی که همانند باتلاق، شب به شب او را بیشتر در خود میکشید و چاره اش دود کردن شب ها بود...دودی که در مِه شب غرق شده و گرهِ سرنوشت، از تاریکی بحره برد و نخ های دیگری را بهم گره زد...نخ های که یکی از جنس باروت و دیگری جرقه بود. جرقه ای که خود به باروت آتش انداخته نمیدانست به زودی با گرهی سرنوشت تلاقی خواهد کرد..
خلاصه کتاب:
زن دو حرف است و زندگیست.و مرد؛این سه حرفی-؛ امنیت... و چه مکمل خوبی می شوند
این دو؛ زمانیکه مرد؛ مردانگیش را تماما پای امنیت زن زندگی اش بگذارد؛ و زن؛ زنانگی اش
را تماما پای مرد زندگی اش خرج کند...
قسمتی از رمان:
بوی حلوا و صدای نوحه مردی درمیان قبرستان غوغا میکرد. زنی در میانه بهت و ناباوری گوشه تلی از خاک هایی که مرد نامرد زندگی اش را در برگرفته بود نشسته بود. کدام خاطره مشترکشان را باید مرور میکرد تا اشک بریزد برای این گونه رفتنش!
دروغ نمی گفت روزهای زیادی در سه سال زندگی مشترک با او مرگش را کرده بود اما نه وقتی برای اولین بار نیاز به کسی داشت که از او حمایت کند. امروز بی کس و کارترین آدم روی زمین بود.
خلاصه کتاب:
💚خلاصه دانلود رمان چشم ها از نیلوفر قائمی فر:
آلا مدل معروف در طی تصادفی که با سردار پسر طلا ساز معروف شهر دارد تمام زیبایی خود را از دست میدهد، به جبران تقاص زیبایی اش طبق قانون تقاضای ازدواج با سردار را دارد اما......