
اون قراره بهش نشون بده یه مرد واقعی چطوری با یه زن رفتار میکنه...
سابین:
تا قبل از هیوگو هیچوقت نفهمیده بودم یه مرد وقتی واقعاً بلد باشه از یه زن
مراقبت کنه، چه حس فوقالعادهای داره.
همهچی از وقتی با هیوگو بودم، فرق کرد...

وبسایت شوگر ددی شاید پایهی محکمی برای یه برنامهریزی بینقص زندگی نباشه، ولی من یه دختر کوچیک شهرم با رویایهای بزرگ. و یه آگهی هست یه آگهی عجیب و غریب که نمیتونم از فکرش بیرون بیام...
دو مرد داغ دنبال دختر کوچولوی خاصشون هستن. کسی که بتونه سرگرمشون کنه، بخندونهشون، با برنامههای شغلیشون کنار بیاد.
طبیعتاً کارل و ریک شرط و شروط خودشونو دارن.

افراد من یه جاسوس رو توی کارخونه کشتی سازی متروکه و قدیمی دستگیر کرده ن و حالا من با وجود اینکه وقتش رو ندارم باید به ایم موضوع رسیدگی کنم وگرنه احتمال داره متحدینم رو از دست بدم. نکته اینجاست که جاسوس، مرد نیست بلکه یک زنه. اون میگه که جاسوس نیست و عکس ها رو فقط برای کتابخونه ی مجازیش میخواسته. برام سخته حرف هاشو باور کنم، اما از طرفی اون خیلی خوشگله. چشمای آبی کریستالیش انگار سینه م رو سوراخ میکنن. درست همون جایی رو که قلبم میتونست اونجا باشه، البته اگر قلبی داشتم...
من توی چشمای اون علاوه بر ترس چیز دیگه ای هم دیدم، عزمی راسخ، که نشون میداد این اولین باری نیست که اون توی چنین شرایطی قرار میگیره. حالا من نه می تونم اونو بکشم و نه می تونم رهاش کنم...

♥️رمان : #رئیس_پر_دردسر
♥️ژانر : #عاشقانه #بزرگسال
♥️نویسنده : #ساحل
مارگارت منشی یه شرکت بزرگ بازرگانیه و عاشق خوندن رمان های اروتیک . یه روز رمانی میخره به اسم منشی اغواگر من ! رمانی که هر خط که میخونه انگار تو زندگی خودش اتفاق میفته و ... آیا راز این کتاب بر ملا میشه؟

رمان تمنای آغوش نوشته سارا ترک
⨞رمان : #تمنای_آغوش | تمنای آغوش
⨞ژانر : #عاشقانه #بزرگسال
⨞نویسنده : #سارا_ترک
تیام دختر 11 سالهای که بعد از اولین حیض و نشانههای بلوغ به خواستهی پدربزرگش مجبور به ازدواج با پسرعموی 31 سالهاش عماد میشه! عماد که مردی بلندقامت و خوشچهره است که به تازگی خانِ روستا شده و دلباختهی یکی از دخترهای روستا بوده و از تیام عمیقا تنفر داره تیامِ 11 ساله رو مجبور میکنه تا به خشنترین روش ها تمکین کنه! تا اینکه “کیان” خانِ دهِ بالا از راه میرسه و با نگاهِ اول عاشقِ تیام میشه.. تیامی که در چنگال عماد اسیر شده !