
رمان یاس کبود، خاتون دختری درسخوان و هنرمند است و به خاطر قلب مهربانی که داره، مورد توجه تمام اعضای خانواده، به غیر از خواهر بزگترش، گیسو است. روزها به سرعت میگذرند و خاتون بزرگتر میشه و روزی که در راه مدرسه دنبال دفترش میگشته، دفتر را دست…

رمان ازدواج ممنوع، داستان درمورد دختر باحالیه که سه تا دوست داره هم جنس و رنگ خودش. ازدواج ممنوعیای ما همین طور که از اسمش معلومه از ازدواج فرار میکنن و دم در تله نمی دهند. دوست دارید بدونید بالاخره بخت این ازدواج ممنوعی ها باز میشه یانه؟؟؟ اصلا ازدواج میکنن یا هم چنان ترشیدن رو بر ازدواج ترجیح میدن؟؟؟ میدوونم خیلی کنجکاو شدید بدونید چه خبره پس با من همراه باشید تا لحظات شاد و خاطراتی به یادموندنی رو باهم رقم بزنیم.

📖 اسم رمان: نیمنگاه
✍️ نویسنده: فاطمه مفتخر
📌 ژانر: عاشقانه
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و…
دختر قصه کافهدار است، پرانرژی و سرشار از شیطنت.
پسر داستان اما جدی، مذهبی و آرام!
اما دست تقدیر سرنوشت این دو را به هم گره میزند...
دختری که با شیطنتهایش سعی دارد یخ شخصیت جدی و سرد پسر را بشکند! او را به زور سوار موتور میکند، به برفبازی میبرد، کلهپاچه میخوراند و حتی نصفهشب از دیوار بالا میبرد! اما چه میشود که این پسر مذهبی، دل به دختری چنین متفاوت میبازد؟ آیا این عشق میتواند به سرانجام برسد؟
یک داستان خواندنی و متفاوت از عشق و تضاد شخصیتها که لحظات شیرینی را برایتان رقم خواهد زد.

اسم رمان: پادمیرا
نویسنده: مبینا مهراور
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
فرمت: PDF
✅ مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
همیشه به اینجای ماجرا که میرسیدم، از فکر و خیال بیرون میآمدم. دیگر چهره آن پسر دستفروش در ذهنم نبود و نمیتوانستم ادامه خاطراتم را بدون صورتش تصور کنم.
راست میگویند: "از دل برود هر آنکه از دیده رود" و من هم همینطور شده بودم. سالیان سال از آن اتفاق گذشت و هر روز چیزی از او را فراموش میکردم...
من دختری بودم که روزی عاشق یک پسر دستفروش شدم. برایش پولی کنار گذاشتم تا بتواند کاری برای خودش دست و پا کند و بعد، به خواستگاریم بیاید. اما او رفت و دیگر هرگز پیدایش نشد.
سالها بعد، زمانی که در تلاش بودم او را برای همیشه از ذهنم پاک کنم، فهمیدم همان پسر، حالا رئیس شرکتی است که من در آن کار میکنم...
🔹 عشق قدیمی که حالا رئیس شده! آیا گذشته بین این دو دوباره زنده خواهد شد؟

💪 پسری که در دنیای رقابتهای سخت کشتی، برای عشق زندگیاش هم باید بجنگد…
🔥 او یک کشتیگیر معروف است، یک قهرمان روی تشک…
💖 اما در دلش فقط یک نفر جای دارد: دخترخالهاش!
⚡ اما عشق همیشه آسان نیست…
🚧 مشکلات زیادی سر راهشان قرار میگیرد و هر مانعی، عشقشان را محک میزند.
✨ آیا او خواهد توانست، هم در میدان مسابقه و هم در میدان عشق، پیروز شود؟