رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی
رمان عاشقانه، رمان ایرانی، رمان جدید، برترین رمان ها، رمان خارجی، رمان پلیسی، رمان انتقامی، رمان طنز و…
رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی

خلاصه کتاب: دانلود رمان اسارت بی پایان... حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمی‌ترین دوستش می‌ره و اونجا حسابی نوشیدنی می‌خوره. پلیس همه رو دستگیر می‌کنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش می‌ره. برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و هردو با هم...

خلاصه کتاب: دانلود رمان تعبیر بیداری.حَوا می‌میرد. قلبش از کار می‌ایستد و از خواب بیدار نمی‌شود. فرزندانش جمع می‌شوند دور هم، فرزندانی که از او زخم خورده‌اند؛ آدم‌هایی که حالا نمی‌دانند بابت مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آن‌ها می‌خواهند گذشته را با حوا دفن کنند، اما افشای رازها به آن‌ها می‌فهماند که هرگز نمی‌شود گذشته را دفن کرد...

خلاصه کتاب:

دانلود رمان پروژه رئیس... اولین باری که مریک کرافورد رو دیدم، در طول مصاحبه کاریم بود. خب، از نظر فنی، من اون رو بیست دقیقه قبل‌تر وقتی که یهویی وارد اتاق پرُویی که چند ساختمان پایین‌تر از محل مصاحبه‌ام بود دیدم. من داد زدم، اون فریاد زد. بعد از اینکه باهاش کل‌کل کردم، تونستم در رو روی اون عوضی ببندم. همانطور که می‌تونید تصور کنید، وقتی متوجه شدم اون مرد بی‌ادب قراره رئیس جدیدم باشه، وحشت کردم. با این حال، بنظر می‌رسید اون منو نشناخته یا من اینطور فکر می‌کردم... تا اینکه در طول مصاحبه دوباره با هم دعوا کردیم و اون بهم گفت...

 

خلاصه کتاب:

دانلود رمان دشت آنا... پرسفون دومین دختر قدرتمندترین زن شهر است که مدت‌ها برای فرار از زندگی اجباری و کسالت‌بارش تلاش کرده است. حالا که در آستانه آزادی است، به‌طرز دردناکی در یک عمل انجام‌شده گرفتار می‌شود. در بزرگترین مهمانی سال، جایی که تمام بزرگان شهر حضور دارند، به نامزدی حاکم بزرگ، قاتل و پیر شهر درمی‌آید. اما پرسفون همان شب فرار می‌کند و حتی مرگ را به این حقارت ترجیح می‌دهد.

فرار او به ربوده شدن توسط بزرگترین دشمن حاکم منتهی می‌شود. مردی بسیار خطرناک که سال‌هاست تنها افسانه‌ای بیش نبوده و بردن اسمش برای ترساندن کافی است.

خلاصه کتاب:

دانلود رمان گل سرخ... صدایش مثل همیشه نبود. صدایش با من قهر بود. و من؟ مگر چند نفر بودم که بتوانم هم ببینم، هم بشنوم و باز بمانم؟ شنیده‌ها را شنیده و دیده‌ها را دیده بودم؛ وقت رفتن بود.

در را باز کردم و با اولین قدمم، صدایش این بار از زیر دندان‌های قفل‌شده‌اش به گوشم رسید: ــ گلشیفته!!

چند بار مرا گلشیفته صدا کرده بود؟ من گلِ باغش بودم. همان گلی که نامم را گذاشته بود گلِ سرخ.

قدم بعدی را که برداشتم، این بار فریاد زد: ــ بری دیگه رفتی، گلی! اینو تو گوشت فرو کن...!

موضوعات
  • ترک قیزمن هربار میخونمش اون قسمتش که میره خونه تهران مادرشوهرش حمالی میکنه و بعدم که پس...
  • اسماعالییییییییی...
  • مریمرمان اجبار داغ آخرش غمگین تموم شد نویسنده میتونست اخرشو قشنگ تموم کنه که دختره ز...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.