کلارا، دختری که سرنوشت او را به عمارت لرد شدو میکشاند، جایی که سالها هیچ زنی در آن حضور نداشته است. او تنها خدمه زن این عمارت مرموز میشود و کمکم متوجه نگاههای متفاوت لرد شدو به خود میشود... مردی که پشت یک نقاب سیاه پنهان شده و اعتراف میکند سالها هیچ زنی را لمس نکرده است. اما چرا؟ پشت این نقاب چه رازی نهفته است؟ کلارا با ورود به این عمارت درگیر معمایی خطرناک و احساسی غیرمنتظره میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان فریحا... رمان فریحا داستان زندگی دختری با گذشتهای تلخ است؛ دختری که مادرش از خانواده جدا شده و پدری الکلی و بیخانمان دارد. فریحا، که هیچکس او را نمیپذیرد و از سوی همه طرد شده، با دنیایی پر از غم و تنهایی دستوپنجه نرم میکند. اما او تسلیم نمیشود. در میان این تاریکیها، عشق به بازیگری برایش همچون روزنهای از امید است. این داستان، سفری به عمق احساسات دختری است که برای ساختن دنیای خودش تلاش میکند.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان همه زخم های من از عشق است... رها از جانان خداحافظی کرد و گوشی کرمرنگ را سرجایش میگذاشت که صدای همسرش را شنید که با خنده میگفت: «غمت نباشه، من عاشقتم.» رها منتظر ماند تا حرفهای عشقش تمام بشود و بعد با خوشحالی تماس تلفنی را قطع کرد و مشغول مرتب کردن صفحهی میز کارش شد. همچنان گرم تمیز کردن بود که بیاختیار آهی از دلش بیرون جهید.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونهی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمهشب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوشقد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آخرین بت...قصه از عمارت مرگ شروع میشود؛ از خانهای مرموز در نقطهای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیداکردن محمولههای گمشده دلار و رفتن به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری میکند تا لاشه رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی که ردپای سرگرد امیرمهدی رَها، بر برفهای خونین جا مانده و برچسب “پلیس خاطی” هر لحظه بیشتر به این نام وصل میشود؛ به نام مردی که یکروزی در گذشته بوی نان گرم میداد و حالا مدتهاست که کنج سلول انفرادیاش...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اسارت بی پایان... حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمیترین دوستش میره و اونجا حسابی نوشیدنی میخوره. پلیس همه رو دستگیر میکنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش میره. برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و هردو با هم...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تعبیر بیداری.حَوا میمیرد. قلبش از کار میایستد و از خواب بیدار نمیشود. فرزندانش جمع میشوند دور هم، فرزندانی که از او زخم خوردهاند؛ آدمهایی که حالا نمیدانند بابت مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آنها میخواهند گذشته را با حوا دفن کنند، اما افشای رازها به آنها میفهماند که هرگز نمیشود گذشته را دفن کرد...
دانلود رمان پروژه رئیس... اولین باری که مریک کرافورد رو دیدم، در طول مصاحبه کاریم بود. خب، از نظر فنی، من اون رو بیست دقیقه قبلتر وقتی که یهویی وارد اتاق پرُویی که چند ساختمان پایینتر از محل مصاحبهام بود دیدم. من داد زدم، اون فریاد زد. بعد از اینکه باهاش کلکل کردم، تونستم در رو روی اون عوضی ببندم. همانطور که میتونید تصور کنید، وقتی متوجه شدم اون مرد بیادب قراره رئیس جدیدم باشه، وحشت کردم. با این حال، بنظر میرسید اون منو نشناخته یا من اینطور فکر میکردم... تا اینکه در طول مصاحبه دوباره با هم دعوا کردیم و اون بهم گفت...
دانلود رمان دشت آنا... پرسفون دومین دختر قدرتمندترین زن شهر است که مدتها برای فرار از زندگی اجباری و کسالتبارش تلاش کرده است. حالا که در آستانه آزادی است، بهطرز دردناکی در یک عمل انجامشده گرفتار میشود. در بزرگترین مهمانی سال، جایی که تمام بزرگان شهر حضور دارند، به نامزدی حاکم بزرگ، قاتل و پیر شهر درمیآید. اما پرسفون همان شب فرار میکند و حتی مرگ را به این حقارت ترجیح میدهد.
فرار او به ربوده شدن توسط بزرگترین دشمن حاکم منتهی میشود. مردی بسیار خطرناک که سالهاست تنها افسانهای بیش نبوده و بردن اسمش برای ترساندن کافی است.
دانلود رمان گل سرخ... صدایش مثل همیشه نبود. صدایش با من قهر بود. و من؟ مگر چند نفر بودم که بتوانم هم ببینم، هم بشنوم و باز بمانم؟ شنیدهها را شنیده و دیدهها را دیده بودم؛ وقت رفتن بود.
در را باز کردم و با اولین قدمم، صدایش این بار از زیر دندانهای قفلشدهاش به گوشم رسید:
ــ گلشیفته!!
چند بار مرا گلشیفته صدا کرده بود؟ من گلِ باغش بودم. همان گلی که نامم را گذاشته بود گلِ سرخ.
قدم بعدی را که برداشتم، این بار فریاد زد:
ــ بری دیگه رفتی، گلی! اینو تو گوشت فرو کن...!
دانلود رمان ماهرخ... ـ من میتونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم...
ماهرخ با تعجب به مرد روبهرویش خیره شد. نگاه مرد در صورت دخترک چرخی خورد، و دخترک که از این نگاه عاصی شده بود، با حرص گفت:
ـ لطفاً حرفتون رو کامل کنین…!
مرد نفس سنگینی بیرون داد. گفتن آنچه در ذهن داشت، سخت بود، اما باید میگفت. این به نفع هر دو بود؛ البته شاید بیشتر به نفع دخترک روبهرویش.
با جدیتی که جزئی جدانشدنی از شخصیتش بود، برخلاف اعتقاداتش و با اجبار، چشم در چشم دخترک شد. مکثی کرد و بالاخره گفت:
ـ دکتر معالج مهگل رو میارم و در عوضش… زنم شو…!!!
دانلود رمان نقطه کور... جذابترین بازیکن فوتبال کالج ایالت از من خواست نامزد جعلیش باشم. **کلی جانسن** با آن هیبت خود شیطان است، در طول فصل روزی نیست که سرخط اخبار نباشد! برای من، بهعنوان هماهنگکننده روابط عمومی تیم، او یکی از راحتترین بازیکنها برای اداره کردن بود، اما بعد از بهم زدن با عشق دبیرستانیش، داغون شد!
وقتی او متوجه شد که من به فرد دیگری علاقه دارم، یک نقشه مسخره کشید. او به من کمک میکرد که توجه او را جلب کنم و من هم بهش کمک میکردم حسادت نامزد سابقش را برانگیزم. ما قوانین تعیین کرده بودیم. ما کلمه امن گذاشته بودیم…
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دایاق...با بوی دود سیگاری که تو بینیم میپیچه، سرمو آروم میچرخونم و نگاهش میکنم… خبری از اون ارسلان همیشه منظم و شیکپوش نیست. اون مردی که با حالی به هم ریخته و لباسهای چروکی که تو تنشه و معلومه هر چی دم دستش بوده پوشیده و اومده، هیچ شباهتی به دامادی که مامان بین فامیل و آشناها بهش افتخار میکرد نداره… چنگی بین موهای آشفتهی خرمایی رنگش میزنه، سرشو بالا میگیره تا نگاهم کنه که با هم چشم تو چشم میشیم…
خلاصه کتاب:
دانلود رمان پادمیرا... همیشه به اینجای ماجرا که میرسید، از فکر و خیال میامدم بیرون. دیگه چهرهای از اون پسر دستفروش تو ذهنم نبود و نمیتونستم ادامهی خاطراتم رو بدون صورتش تصور کنم. راسته که میگن از دل برود هرآنکه از دیده رود. منم همینطور شدم، سالیان سال از اون قضیه گذشت و هر روز یه چیزی از اون فرد رو فراموش میکردم. دختری که عاشق یه پسر دستفروش شدم و بهش پول دادم تا بره برای خودش کار پیدا کنه و بیاد خواستگاریم، ولی اون پسر میره و دیگه پیداش نمیشه. چند سال بعد که میخواستم فراموشش کنم، میفهمم پسره رئیس شرکتی هست که توش کار میکنم…
دانلود رمان رقص های بی ناز... سدنا به خاطر مشکلات مالی خانواده و محدودیتها عاشق پسری خوشگذرون میشود و آن پسر را بت خود میداند، ولی با رها کردن آن پسر، سدنا برای ترس از حرفهای بقیه کاری میکند که شاید بخشودنی نباشد…
خلاصه کتاب:
من سفید بودم، یک سفیدِ محضِ خالص که چشمم مانده بود به دنبالهی رنگین کمان… و فکر میکردم چه هیجانی دارد تجربهی ناب رنگهای تند و زنده… اما تو سیاه قلم وجودت را چنان عمیق بر صفحهی جانم حک کردی، که دیگر جادوی هیچ رنگی در من اثر نکرد. و من قاتل رنگها شدم، قاتلی که سخت عاشق و شیفتهی غمزهی کشندهی رنگها پیش از مرگشان میشد و این درد، درد کمی نبود …
خلاصه کتاب:
دانلود رمان التهاب... گلناز، دختری که برای کار وارد یک شرکت ساختمانی میشود، اما به واسطهٔ یک کینه و دشمنی، به جرم رابطه با صاحب شرکت کارش به کلانتری میکشد…
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.