
حنا دختری نابیناست که با پدر و نامادریاش زندگی میکند. زندگیاش تا پیش از مرگ پدر، نسبتا آرام است، اما با مرگ پدر همهچیز تغییر میکند. نامادری بیرحمش او را به مردی غریبه میفروشد و حنا دو هفته در اسارت، تحقیر و شکنجه میگذراند. سپس زخمی، بیپناه و درمانده در خیابان رها میشود.
خانوادهای به نام “رستگار” حنا را پیدا کرده و سرپرستیاش را میپذیرند. رفتهرفته دخترک نابینا رنگ آرامش را میبیند؛ اما ناگهان با واقعیتی دردناک روبرو میشود: او باردار است…

نام رمان: سوژه
نویسنده: ملیکا شاهوردی
ژانر: عاشقانه، معمایی
فرمت فایل: PDF
تعداد صفحات: ۱۳۹۸ صفحه
مناسب برای مطالعه در: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستمهای خانگی، آیفون و سایر دستگاهها
با وجود مخالفتهای زیاد، مادر جیران تصمیم به ازدواج با صاحبکار خود، یاشار، میگیرد. اما تنها ده دقیقه پس از عقد و آن هم در جشن عروسی، درست جلوی چشمان جیران، مادرش خودکشی میکند!
ورود امیر بهادر باعث باز شدن زخمهای قدیمی و پردهبرداری از رازهایی میشود که جیران هرگز فکرش را نمیکرد. حالا او باید با واقعیتی روبهرو شود که ازدواج مادرش فقط یک نقشه بوده؛ نقشهای برای گرفتار شدن خودش…

ماه تیسا دختریه که بنا به دلایل نا مشخصی خونوادش طردش کردن، سعی داره زندگیش رو بسازه، از زندگی مشترکش که در حال فرو پاشی هست شروع می کنه و یه کارگاه تولیدی با دو تا شریک تاسیس می کنه و…پایان خوش

داستان زندگی دختری است که با خانواده اش، خانواده عمو و خانواده عمه اش در یک خانه باغ بزرگ زندگی می کنند و…

پدر پروا دختر رمان ما پلیسه و بخاطر همین دشمنایه زیادی داره…وقتی پروا 15سالش بوده دشمنایه پدرش توی ماشین مادرش بمب میزارن که مادرش و برادرش پدرام بر اثر این بمب گذاری کشته میشن… و حالا پدر پروا برای اینکه به دخترش اسیبی نرسه برای اون بادیگارد میگیره…پروا همه ی بادیگارد هارو فراری میده اما یه بادیگارد میاد که یه پسر جوونه و پسر دوست پدرشه…و اونم پلیسه ولی بخاطر اینکه پدرش ازش خواسته میاد و بادیگارد پروا میشه …بادیگارد و پروا با هم خیلی لجن اما…