
اسم رمان: تصاحب
نویسنده: شیوا اسفندی
ژانر رمان: عاشقانه، مافیایی، صحنهدار
فرمت فایل: PDF
مناسب برای: گوشی موبایل، تبلت، لپتاپ، سیستمهای ویندوز و مک، آیفون و دستگاههای هوشمند دیگر
من الوینم...
دختر هجده سالهای که برای فرار از تنهایی، حاضر شدم یک سال با رئیس بیرحم مافیا زندگی کنم.
رئیسی که دوازده سال از من بزرگتر بود و فقط به دنبال دختری برای ارضای نیازهاش میگشت، نه یک شریک زندگی.
آدمای دور و برش بهش لقب شکارچی داده بودن؛ چون بیاحساس و بیرحم بود، افتخارش به سنگدلی و قانونهای سختشه...
مهمترین قانونش هم این بود:
عاشق شدن ممنوعه
اما من، علیرغم همه هشدارها و قوانین، عاشقش شدم و...

اسم رمان: همسر کوچک من
نویسنده: ملی ر
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، بزرگسال
فرمت فایل: PDF
مناسب برای: گوشی موبایل، تبلت، لپتاپ، سیستمهای ویندوز و مک، آیفون و سایر دستگاههای هوشمند
داستان ما روایتگر عاشقانههای ناب و دوستداشتنی میان یک پسر و دختر روستاییست.
پسر قصه نه پولداره، نه بیش از حد مغرور. دختر هم نه شیطونه، نه زبوندراز.
محمد، سروانیست که در روستایی نزدیک مرز خدمت میکنه؛ همونجایی که زادگاهشه. پسری معمولی با شیطنتهایی خاص و علاقهمندی شدید به شغلش.
نازپری، دختر ۱۴ سالهایست از همان روستا؛ دختری آرام، سربهزیر و بیحاشیه.
ماجرا از وقتی آغاز میشه که مادر محمد تصمیم میگیره برای پسرش آستین بالا بزنه...

سی سال پیش خسروخان ثنارو از سر سفره عقد میدزده و بالاجبار به عقد خودش درمیاره ثنا بعد از چند سال خودکشی میکنه و شایعات زیادی از مرگ ثنا در منطقه پیچیده
خسرو خان الان فرزندان و نوه های زیادی داره تنها یادگارش از ثنا نوه ای هست بنام روجا...
با ورود شخص تازه واردی به آن شهر و دیار که ادعای مالکیت سی درصد از اموال خسرو خان رو داره رازهایی از گذشته برملا میشه و ....

روناک دختر بچه روستایی که به اجبار زن سیوان پسر خان میشه
پسری غیرتی و پر جذبه که هر شب تختشو دخترای رنگ و وارنگ و پلنگ شهری پر میکنن و چشمش اصلا روناکو نمیبینه
اما امان از وقتی که سیوان بعد از سالها از شهر برمیگرده و روناکی رو میبینه که دیگه یه دختر بچه ساده و مظلوم نیست... #جدید

چند ماه از مرگ شوهرِ مارال گذشته و حالا بعد از مرگ شوهرش، وفادارترین دوستِ شوهرش، احمدآقا سعی میکنه همیشه هواشو داشته باشه و تا حدودی مشکلات رو برای مارالِ قصهمون کم کنه...
پسرِ احمدآقا "مالک" متوجه ارتباط مخفیانه پدرش با مارال میشه و بینشون چیزهایی پیش میاد که مارال مجبوره یه جورایی فشارهای مالک رو تحمل کنه ...