رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی
رمان عاشقانه، رمان ایرانی، رمان جدید، برترین رمان ها، رمان خارجی، رمان پلیسی، رمان انتقامی، رمان طنز و…
رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی
مطالب محبوب

خلاصه کتاب: دانلود رمان گناه نامدار... ته‌ تغاریم… پسری که از بین همه‌ی پسرای من تابو شکسته و داره تک‌ تک خط قرمزهای مادرشو رد می‌کنه. پسری به اسم نامدار… که شغل پرحاشیه‌ش، این روزها تنها دغدغه‌ی اونه. نامدارِ من، ماساژدرمانگره و چون کاربلد و زبر و زرنگه، بهش می‌گن معجزه‌گر. حالا چرا گفتم خط قرمز؟! چون گاهی مجبوره خلاف میلش، کارهایی رو انجام بده که با هدف اصلیش، یعنی درمانگری، منافات داره… و به نظرتون اون کارها چیه؟

خلاصه کتاب: دانلود رمان طالع آغشته به خون... بهش میگن گورکن، یه قاتل زنجیره‌ای حرفه‌ای که هیچ ردی از خودش به جا نمی‌زاره… تشنه به خون و زخم دیدست… رحم و مروت تو وجود تاریکش یعنی افسانه… چشمان سیاه نافذش و هیکل تومندش همچون گرگی درندست… حالا چی میشه؟ اگه یه دختر هر چند ناخواسته تو کارش سرک بکشه! و با چهره‌ی واقعی او آشنا بشه… حکم میگه که باید اسیر بشه، اسیر او اما …

خلاصه کتاب: دانلود رمان قاموس... آتاش تو زمان دانشجوییش عاشق یکی از هم دانشگاهیاش میشه اتاش خانواده مذهبی داره ولی دختره ک اسمش دریاس آزاده و خانواده آزادی داره اینا یه مدت باهمن اتفاقی واسه برادرزاده اتاش میفته برادرزادشم عاشق بوده ولی پدر اتاش اذیتشون می‌کنه تا اینکه برادرزاده و عشقش بهم می‌رسن ولی تصادف می‌کنن هم برادرزاده و هم شوهرش می‌میرن اتاش می‌ترسه ب دریا میگه از اول دوستت نداشتم و اینا از خودش می‌رونتش‌ حالا چند سال گذشته دریا ازدواج کرده و طلاق گرفته و کلی سختی کشیده اتاشم معلم یه روستا شده و…

خلاصه کتاب: دانلود رمان اکو...نازنین، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج‌خلق است که تجربه‌ی تلخ و عذاب‌آوری را از زندگی زناشویی سابقش به دوش می‌کشد. برای او، تمام مردهای دنیا مخل آرامش و آسایشند. در جریان سیل ۹۸، نازنین داوطلبانه برای کمک به سیل‌زدگان به منطقه‌ای در جنوب فرستاده می‌شود و همه‌چیز برای او، بعد از آشنایی با رها سلطانی، سروان ارتشی که مانند او برای کمک به سیل‌زدگان اعزام شده و همکاری پرچالش‌شان، تغییر می‌کند!

خلاصه کتاب:

دانلود رمان ایاز و ماه... گاهی فقط یک قدم اشتباه می‌تواند کلاً آینده‌ات را بکوبد و از نو با یک داستان دیگر بنویسد. مثلاً من الان باید در گمش‌تپه باشم، عروس بیگ مراد، نه در این اتاق بیمارستانی، کنار مردی که نمی‌شناسم… صدای بم و پرنفوذ دکتر شانه‌هایم را بالا پراند.

- اومدی تخمک اهدا کنی؟ مؤدبانهٔ فروش بود.

سرم را تکان دادم.

- اون پسره که باهات اومده…

بی‌اراده و برنامه‌ریزی‌شده گفتم:

- شوهرمه…

پوزخندی روی لب‌های درشتش نشست. عینک را از چشم برداشت و روی میز گذاشت:

- شوهرته و حلقه دستت نیست

موضوعات
  • ترک قیزمن هربار میخونمش اون قسمتش که میره خونه تهران مادرشوهرش حمالی میکنه و بعدم که پس...
  • اسماعالییییییییی...
  • مریمرمان اجبار داغ آخرش غمگین تموم شد نویسنده میتونست اخرشو قشنگ تموم کنه که دختره ز...
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رویاتو ، خرید و دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.