خلاصه کتاب:
دانلود رمان غرور و آبرو... صدای بسته شدن درب چوبی میاد، پدر روحانی طبق عادت همیشه در سکوت کامل و با آرامش تو کابین کوچک بغلی میشینه و منتظر میمونه که شروع کنم، دستم رو روی صلیبی که از گردنم... آویزونه میذارم و در حالی که قلبم مثل اسفنجی آب گرفته سنگین شده بدون اینکه از روزنه های لوزی شکل حجاب چوبی بینمون به کشیش نگاه کنم میگم:. برام از خداوند طلب آمرزش کن پدر مقدس، چون من یک گناهکارم.و “ادامه بده فرزند.” صداش مثل خودش پیر و سالخورده است …
خلاصه کتاب:
دانلود رمان نیلوفر آبی... از کنار یه هیولا به کنار یه قاتل افتادم… قاتلی که فقط با خشونت اشناست. وقتی الوده به دست های یه قاتل بشی، قاتل بیرحمی که جذابیت ازش منعکس بشه، زیبایی و قدرتش دهانت رو بدوزه و اون یا گردنت رو میشکنه یا تو رو… نیلوفر ابی یه رمان ۴ جلدیه، هر جلد راجب همون شخصیت هاست و ادامه جلد قبلیه و شخصیت ها عوض نمیشن. ابتدای رمان عوض شده. یه تغییراتی وسطاش داشته و پایانش که کلا عوض شده …
خلاصه کتاب:
این داستانی دربارهی فداکاریه… دربارهی مرگ … عشق… آزادی. این داستانی دربارهی یه حس همیشگیه. هیون آنتونلی و کارماین دمارکو در دو موقعیت کاملا متفاوت بزرگ شدهاند. هیون، یه برده نسل دوم که توی خونهای وسط صحرا محبوس شده روزهاش پر از کارهای سخت و بدرفتاری های وحشتناکه. کارماین، توی یه خانوادهی ثروتمند مافیایی به دنیا اومده، یه زندگی پرمزایا و افراطی دارد. حالا چرخش تقدیر سبب میشود که دنیای این دو نفر با هم تلاقی کند. که میون تارهایی از دروغ و رازها گرفتار بشنوند. آنها میفهمند که گرچه در ظاهر با هم فرق دارند اما در بطن، از اون چیزی که دیگران فکرش رو میکنند نقاط مشترک خیلی بیشتری بینشون هست …
خلاصه کتاب:
چی میشه وقتی درون یه خانوادهی از ریشه مافیایی متولد بشی، پدرت دُن باشه اما هیچ علاقهای برای گرفتن جایگاهش نداشته باشی؟ چی میشه اگه تو یه مهمونی مافیایی چشمت به یه دختر زیر سن قانونی بخوره و عشق مثل یه آذرخش بهت میزنه؟ چی میشه اگه بخوای از اعتبار مافیائیت به عنوان یک پرنس مافیایی استفاده کنی و اون دختر رو نجات بدی؟ اینجاست که روسای مافیا برات یک شرط میذارن؛ یکی از ما باش تا اون دختر رو آزاد کنیم. وقتی مجبوری به خاطر یک دختر زندگی خودت رو وثیقه بگذاری و وارد دنیای سیاه مافیا بشی. آیا عشق واقعا ارزشش رو داره؟
خلاصه کتاب:
دانلود رمان قند سیاه... یزدان کیانی، مرد مقتدرو مرموزیه که به دنبال پیدا کردن قاتل همسرشه. کسی که به عنوان مقتول دستگیر شده، پسر عموشه اما یزدان خوب میدونه پسر عموش قاتل نیست. و برای همین به دنبال پیدا کردن قاتل اصلی میافته. سروین پایدار، دختر جسورو باهوشیه که به تازگی با پسر عموی یزدان نامزد کرده و حالا با زندان افتادن علی، با یزدان همدست میشه تا قاتل اصلی رو پیدا کنند و علی رو نجات بدن…
- 2 نوامبر 2024
- خرید رمان, دانلود رمان, دانلود رمان پلیسی, دانلود رمان تخیلی, دانلود رمان ترسناک, دانلود رمان جدید, دانلود رمان جنایی, دانلود رمان خارجی, دانلود رمان طنز, دانلود رمان همخونه ای, دانلود رمان هیجانی, دستهبندی نشده, رمان اجتماعی, رمان ارباب رعیتی, رمان ازدواج اجباری, رمان انتقامی, رمان تاریخی, رمان تراژدی, رمان راز آلود, رمان روانشناسی, رمان عاشقانه, رمان غمگین, رمان فانتزی, رمان کلکلی, رمان مافیایی, رمان مذهبی, رمان معمایی, رمان همخونه ای
خلاصه کتاب:
دانلود نسخه جدید اپلیکیشن نودهشتیا
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تمساح خونی یک آکواریوم را بلعید... درین دختری نخبه و باهوش و قدرتمند با اعتماد به نفسی بالا که دختر یه قاضیه سرشناسه و نشون کرده ی پسرعموی همه چی تمومش.. اما پدرش از طریق رانت و رشوه به این موقعیت و ثروت دست پیدا کرده…درین خونه رو ترک میکنه و با اسم (رها) زندگی مستقلی برای خودش تشکیل میده و از هوشش به کمک پسرداییش برای شرط بندی استفاده میکنه و همیشه دنبال هیجانه و خطر…
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دیواری به ضخامت سکوت... شهرزاد ملکان مربی باشگاهی که زندگی نسبتا آروم و معمولیای داره. وقتی زندگی آرومش دستخوش تغییرات میشه که پسر بزرگترین سرمایه دار ایران عاشقش میشه! یه پسر تخس بی کله که رسماً هیچکس براش مهم نیست جز شهرزاد…
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تریاق..کسری فخار یه تاجر سرشناس و موفقه با یه لقب خاص که توی تموم شهر بهش معروفه! عالیجناب! شاهزادهای که هیچکس و بالاتر از خودش نمیدونه! اون بی رقیب تو کار و تجارته و سرد و مرموز توی روابط شخصیش! بودن با این مرد جدی و بیرقیب قوانین خاص خودشو داره و تاحالا هیچ زنی بیشتر از یکی دو روز شریک زندگیش نبوده!
خلاصه کتاب:
دانلود رمان خیمه شب بازی... دختری به نام ترسا که دنبال خواهر گم شدش هست که تو این بین با مردی باهوش اشنا میشه که ضریب هوشیش از همه بالاتر هست و تو زندان هایی به امینت بالا زندانیه ولی به راحتی از زندان همش فرار می کنه و دوباره خودش را لو می ده و اینگونه می خواد که گروه پلیس را احمق جلوه بده، اسمش سردینه و به ترسا کمک می کنه که خواهرش را از باند لولیتا نجات بده…