

یاشار رئیس سخت و نفوذ ناپذیری که بدون شناخت دقیق از تیدای داستان، اونو توی شرکتش استخدام میکنه، تیدا که شخص خاصی در گذشتهی این آدم بوده، با نقشهای از پیش تعیین شده وارد شرکتش میشه و در یک مهمانی بزرگ ،پیشنهادِ نامتعارفی بهش میده که یاشار رو وسوسه میکنه انجامش بده...
چالش بین هردوشون براشون یه رابطهی ممنوعه رو رقم میزنه...

آلا مدل معروف در طی تصادفی که با سردار پسر طلا ساز معروف شهر دارد تمام زیبایی خود را از دست میدهد، به جبران تقاص زیبایی اش طبق قانون تقاضای ازدواج با سردار را دارد اما......

شش سال از آخرینباری که دیگو عمارت گرالتین رو ترک کرد میگذره.
حالا برگشته. شب بارانیست، عمارت خاموش، و دایهای که سالها پیش باید فقط یک مادرِ دوم میبود… حالا تبدیل به میلِ ممنوعهای شده که ذهن و تنش رو شعلهور میکنه.
اما این فقط یک عشق ممنوع نیست...
زیر سقف این خانه، کسی نفس میکشه که ۱۸ قتل در کارنامهاش داره، و هنوز تشنهست.
اگر فکر میکنی میتونی مرز بین عشق و جنون رو تشخیص بدی...
ورودت به این داستان، بدون بازگشته.

داستان راجب دختری به اسم گلبرگ هستش که به زور پدرش اونم فقط بخاطر منفعتش اونو به ازدواج پسر یکی از شریک هاش به نام آریا داده.
در این بین بهادر همکار و دوست صمیمی آریا مجبور میشه مدتی رو کنارشون باشه که متوجه ی نفرت آریا از گلبرگ اونم بخاطر ازدواج اجباریش میشه و وقتی کم کم سعی میکنه اونو از چنگال کتک ها و آزار و اذیت آریا در بیاره خودش بهش وابسته میشه و دل میبنده.
ولی رسیدن به گلبرگ باوجود خانوادش و همسرش قطئنا آسون نیس..

من درسا هستم...
دختری که در سن شش سالگی خانوادهی خود را از دست دادم و با عمهام زندگی میکنم.
یه روز اتفاقی وقتی از خواب بیدار شدم خودم را در آغوش بزرگترین آرتیست ایران پیدا کردم.
از اون روز به بعد مجبور شدم بشم نامزد صوریِ اون بشم.
از اون روز به بعد کَل کَل های من و او شروع شد و نفهمیدم کی عاشقش شدم.
اما انگار اون دوستم نداشت...
یک شب خودم را به دستانش سپردم و با او رابطه برقرار کردم.
فکر میکردم بعد از آن شب بگوید دوستم دارد و مانع رفتنم شود اما نگفت و من رفتم...
اما همین که از ایران خارج شدم تصادف وحشتناکی کردم که ۷ سال تو کما بودم...
بعد از ۷ سال از کما درآمدم فقط به عشق او اما او ....

یک دختری به اسم سارا با کمک دوستش ستاره که خیلی مدرک و موقعیت خوبی داشته مدارک جعلی به اسم دوستش درست میکنه بعد وارد یه شرکت میشه که اسم رئیسش البرز بود سارا البرز رو دوست داره و میخواد عاشق خودش کنه تا دیگه فقیر نباشه ولی البرز میفهمه که این خودش رو جای یکی دیگه زده و....

رمان سوگلی شیخ اثری هیجانانگیز و در عین حال پر از تعلیق و رمز و راز است که به دنیای تاریک و پیچیده مافیا در دبی میپردازد. این رمان داستان دختری را روایت میکند که وارد دنیای خطرناک مافیا میشود و درگیر عشق ممنوعه و پنهانی با پسر شیخ میگردد. روایت جذاب، صحنههای پرکشش و روابط پیچیده، این اثر را به یکی از پرمخاطبترین رمانها تبدیل کرده است.

رمان ازدواج ممنوع، داستان درمورد دختر باحالیه که سه تا دوست داره هم جنس و رنگ خودش. ازدواج ممنوعیای ما همین طور که از اسمش معلومه از ازدواج فرار میکنن و دم در تله نمی دهند. دوست دارید بدونید بالاخره بخت این ازدواج ممنوعی ها باز میشه یانه؟؟؟ اصلا ازدواج میکنن یا هم چنان ترشیدن رو بر ازدواج ترجیح میدن؟؟؟ میدوونم خیلی کنجکاو شدید بدونید چه خبره پس با من همراه باشید تا لحظات شاد و خاطراتی به یادموندنی رو باهم رقم بزنیم.
مشخصات رمان:
رمان «عقاب بی پر» داستان دلوینه، دختری است که با مادر و برادر جوانش زندگی میکند. او به دنبال اخراج از شرکت بیمه داییاش، با یک کارخانه لاستیکسازی آشنا میشود و تصمیم میگیرد که برای بهبود شرایط زندگی خود به آنجا بپیوندد.
دلوینه با تمام تلاشش سعی میکند که در کارخانه استخدام شود. در این مسیر، او با هیوا روزبهانی، رئیس کارخانه، آشنا میشود. هیوا شخصیتی پیچیده و جذاب دارد و دیدارهای آنها به سرعت تبدیل به فرصتی برای ایجاد یک رابطه عاطفی میشود. اما چالشهای اجتماعی و خانوادگی که با آنها مواجه میشوند، زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
این رمان به مسئلههای مهمی همچون تلاش و پشتکار، روابط انسانی و عشق در میان چالشهای زندگی میپردازد و خواننده را به سفری احساسی و اجتماعی دعوت میکند.









