رمان داهور اثر شکاف، روایتی ماورایی و تاریخی با فضایی صحنهدار و پرکشش است.
هاتفخان رئیس سازمان قاچاق عتیقه است و شیدای والا رازی هزارانساله از اهرام جیزه را در دل دارد؛ رازی به روحی چندهزارساله پیوند خورده است.
در دهه هفتاد، عشقی ممنوعه میان این راز و سرنوشت شکل میگیرد و خواننده را تا واپسین سطر همراه میکند.